سلام دوستان عزیز . پارسال مثل امشب این مطلب رو گذاشتم .
شب شب عظیم و پردردیه .
شبی نبود که سحر بیاید و چشمان علی (ع) در خواب باشد
اما امشب آخرین شبی است که سحر چشمان همیشه خیس علی
(ع) را می بیند
(ع) را می بیند
و آخرین باری است که چاه صدای ناله های شبانه علی (ع) را
می شنود
می شنود
آری امشب
امشب
امشب علی رها از استخوان در گلو
وآسوده از خار چشم به دیدار فاطمه می شتابد
می رود تا از نامردیها و غربتهایش پیش زهرایش شکایت کند
امشب علی (ع) خوشحال است که دست خالی نزد رسول الله
نمی رود
نمی رود
می رود تا به رسول الله بگوید که اگر فاطمه (س)
سیلی خورد
بازویش ورم کرد
پهلویش شکست
من هم با دل شکسته و فرق شکافته آمده ام ....
اینم امسال اضافه می کنم به یاد سید ذاکر و همه رفتگان ماندگار
تمام آیه قرآن امین است ، که قرآن حرف یزدان اینچنین است
به کوری دو چشم اهل سنت، فقط حیدر امیرالمومنین است
شنیدم از لب ساغر، شنیدم از سر منبر
که گفتند بهر سرمستی ، توکّلت علی الحیدر
ولایت بی عبادت حقه بازی است،اساس مسجدش بتخانه سازی است
چرا سنّی نمی خواهد بداند ، وضوی بی ولایت آب بازی است
اگر گردد جدا این سر،از این جسم و از این پیکر
بگویم مرد و مردانه ،توکّلت علی الحیدر
در دنیا زدم دنیا علی بود،به عقبی سر زدم عقبی علی بود
به مسجد رفتم از بهرعبادت،بنا و بانی و بنّا علی بود
بنازم باغبان و باغ گل را،بنازم مصطفی ختم رسل را
بنازم بوتراب و بوالحسن را ،علی مرتضای بت شکن را
علی چون مجتبی فرزند دارد
چو زینب دختری دلبند دارد
علی یک باغ گل از یاس دارد
علی بعد از حسین عبّاس دارد
بگو الله اکبر، جونم قربون حیدر
ادرکنی یا امیر المومنین
+ یادگاری ازم . پرنده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 و ساعت
22:58 |

